تَسمیةُُ الأطفال:

هَل تَعرِفُ کَیفَ کانَ الْهُنودُ الحُمْرُ یُسَمّونَ أطفالَهُم؟

کانَ الوالِدُ یُسَمِّى طِفلَهُ عَلَی أوّلِ شىءٍ یُشاهِدُهُ عِندَ خُروجِهِ مِنَ الکوخ مثل الثَّورِ الجالِس و الماءِ الضاحِک و الفَرَسِ الواقِف و الأسماءِ الاُخْرَی.

الترجمة:

آیا می دانی سرخپوستان چگونه کودکان خود را نامگذاری می کردند؟

پدر هنگام خروج از کلبه نام اوّلین چیزی را که می دید بر کودک خود می نهاد. مانند: گاو نشسته و آب خندان و اسب ایستاده و اسم های دیگر.

 

صَرَخاتُ الطاووس

الطاووس رَغمَ جمالِهِ الخلّاب یَصرُخُ مِثل صَرَخاتِ  الإنسان نَقدِرُ أن نَسْمَعَ صَرَخاتِهِ علی مسافاتٍ بعیدةٍ‌ فـى اللَّیل. کانَ النّاسُ فـى الماضى یَتَصَوَّرونَ أنَّها صَرَخاتُ أشباحٍ.

الترجمة:

فریادهای طاووس

طاووس با وجود زیبایی گیرایش مانند انسان فریادهایی می زند  که در شب می توانیم از مسافت های دور آن را بشنویم. در گذشته مردم خیال می کردند که این، صداهای اشباح است.

 

یأکُلُ‌مثلَ وَزْنِهِ

الزَّبابةُ مِن أصغَرِ الحَیَواناتِ الثَّدْییة فـى بریطانیا یُحرِقُ الکَثیرَ مِنَ الطّاقة إلی حدٍّ أنَّهُ لابُدَّ لَهُ مِنْ أنْ‌ یأکُلَ طعاماً یُساوى وَزنَهُ کُلَّ یَومٍ و إلّا ماتَ مِنَ الجُوع.

الترجمة:

هموزنِ خود می خورد.

موش کور یکی از کوچکترین پستانداران در بریتانیاست که انرژی بسیار می سوزاند تا اندازه ای که ناگزیر است هر روز غذایی بخورد که هموزن خودش است و گرنه از گرسنگی می میرد.

 

الطّائرُ ذو الفَرامِلُ

النَّسْرُ الإفْریقىّ یَقدِرُ عَلَی التَّوَقُّفِ السّریع و المُفاجِئ تَفُوقُ فَرامِلُ السَّیّارةِ. عِندَما یَنطَلِقُ بِسُرعةٍ تَبْلُغُ مِائة میلٍ قادرٌ عَلَی التَّوَقُّفِ تَماماً فـى مسافةِ عِشْرینَ قَدَماً فَقَط.

الترجمة:

پرنده دارای ترمز

کرکس آفریقایی می تواند سریع و ناگهانی توقّف کند به گونه ای که بر ترمزهای اتومبیل برتری دارد. هنگامی که با سرعت نزدیک به صد میل حرکت می کند می تواند فقط در طیّ بیست  قدم کاملاً توقّف کند.  ( توضیح اینکه هر میل 1609 متر است)

 

قُبَّعَةٌ مِن نَسیجِ العنکبوت

أهالـى‌غینیا الجدیدة یَلبَسونَ قُبَّعاتٍ مصنوعةً مِن نَسیجِ بعضَ أنواعِ العَناکِب هُناک. و لا تَظُن‌‌‌‌‌َّ  أنَّ هذه القُبَّعاتِ ضعیفةٌ و تَبْلَی بِسُرعةٍ. لِأنَّ الواقعیَّةَ عکسُ ذلک. فهىُ قویّةٌ إلی درجةٍ أنَّها تَبقَی طِوالَ عُمرِ الشَّخصِ الّذى یَلبَسَها.

الترجمة:

 اهالی گینه نو کلاه های ساخته شده از تار برخی انواع عنکبوتهای آنجا را می پوشند. گمان نکن که این کلاه ها ضعیف است و به سرعت فرسوده می شود. زیرا واقعیّت برعکس آن است. این کلاه ها آن قدر قوی هستند که در طول عمر شخصی که آنرا می پوشد می ماند.

 

بَطاطِس مَشْویّة

هَل تَعتَقِدُ أنَّهُ مِنَ الممکن زراعةُ بَطاطس مَشْویّة؟

ذاتَ مَرَّةٍ جَمَعَ الفلّاحونَ محصولَ البَطاطس فـى إقلیمٍ ناتال بجنوبِ إفریقیا و کانَتْ درجةُ حرارةِ الشمس عالیةً جِدّاً إلی درجةٍ أنَّ الزّارعینَ وَجَدوا أنَّ البَطاطسَ الّتـى اسْتَخرَجوها مِنَ الأرضِ مَشْویّةٌ و جاهِزةٌ لِلأکْل.

الترجمة

آیا فکر می کنی که کاشتن سیب زمینی برشته ممکن است؟ یک بار که کشاورزان محصول سیب زمینی را در سرزمین ناتال در جنوب آفریقا جمع می کردند، گرمای خورشید خیلی  بالا بود تا حدّی که کشاورزان دیدند که سیب زمینی ای که از زمین درآورده اند قابل خوردن است.

 

قلمُ الرَّصاص

إذا تُمسِکُ بِقَلَمِ الرِّصاص و ترسُمُ خَطّاً متّصلاً حتّی یَنتهى القلم، کَمْ تَظُنُّ سَیَکونَ طولُ هذا الخطّ؟

حاوَلَ شخصٌ و أصبَحَ طولُ الخَطِّ خمسةً و عِشْرینَ میلاً.

الترجمة:

مداد

اگر مدادی را بگیری و خطّ پیوسته ای رسم کنی تا مداد تمام شود. فکر می کنی طول این خط چقدر شود؟

شخصی سعی کرد و طول خط بیست و پنج میل شد. (هر میل 1609 متر است.)

 

اِبتَسِمْ

المُبتَسِمُ یحتاجُ إلی سَبْعَ عَشْرَةَ عَضُلةً فقط مِن عَضُلاتِ الوَجْه. بَینَما العبوسُ یحتاجُ إلی ثَلاثٍ و أربَعینَ عضلةً، ﻓَﭑبْتَسِمْ و لا تُتْعِبْ عَضُلاتِک.

الترجمة

شخص لبخند زننده، از عضلات صورتش فقط به هفده عضله احتیاج دارد . در حالی که شخص اخمو به 43 عضله احتیاج دارد. پس لبخند بزن و عضلات خود را خسته نکن.