تجزیه کلمات

قَالَ عَلیّ (ع) : مَن توکّل عَلی المالِ ذلَّ و مَن تَوکّلَ عَلی العَقلِ زَلَّ و مَن تَوکَّلَ عَلی العلمِ ضَلَّ و مَن تَوکّلَ عَلی اللهِ ظَلَّ .

الف) نکاتی در مورد تجزیه کلمات که می‌توان به عنوان قانون کلی به دانش‌آموز گفت :  

  1. هر اسمی که به « ونَ » یا « ین » ختم شود مشتق است . « غالباً »
  2. اسمهایی که بر وزن « فعّال ، فعّاله ، فعیل ، افعل ، فَعلان ، مفعال » هستند معمولاً مشتق‌اند .
  3. اسمهایی که نقش خبر دارند غالباً مشتق می‌باشند .
  4. اسمهایی که نقش صفت دارند معمولاً مشتق می‌باشند .
  5. هر اسمی که « ات » ختم می‌شود غالباً جمع مونث و به « انِ » یا «ینِ» ختم شود معمولاً اسم مثنی است .
  6. هر اسمی که « ال » یا « تنوین » دارد غالباً آن اسم معرب است .
  7. هر اسمی که « تنوین » دارد حتماً منصرف است و معمولاً آن اسم نکره می‌باشد .
  8. فعلهای معتل که در کتب درسی آمده (به جز عربی 3 انسانی) معمولاً ثلاثی مجردند .
  9. فعل مضارع فقط معرب است به جز صیغه 6 و 12 .

10.  فعلهای مجهول حتماً متعدی هستند .

11.  فعلهای امر مخاطب حتماً معلوم هستند (در کتابهای درسی) .

12.  فعلهای یک حرفی یا دو حرفی 99 درصد معتل هستند .

13.  فعلهای یک حرفی حتماً لفیف و فعلهای دو حرفی معتل ، یا مثال یا اجوف هستند .

14.  هر اسمی که تنوین ندارد معمولاً آن اسم معرفه است .  

ب) نکاتی در مورد ترکیب کلمات که می‌توان به عنوان قانون کلی به دانش‌آموزان گفت :

  1. فاعل حتماً در زبان عربی بعد از فعل می‌آید و جمله فعلیه با فعل مفرد غایب شروع شود فاعل آن فعل یک اسم ظاهر است .
  2. نائب فاعل حتماً بعد از فعل مجهول می‌آید .
  3. در فعل ماضی بجز صیغه‌ی یک و چهار ر بقیه صیغه‌ها فاعل ضمیر بارز است .
  4. در فعل امر مخاطب بجز صیغه یک در بقیه صیغه‌ها فاعل ضمیر بارز است .
  5. اسم افعال ناقصه دقیقاً مثل فاعل می‌باشد (طریقه حضور و انواعش) .
  6. ضمیر « نا » بعد از فعل مضارع و امر حتماً نقش مفعول را دارد .
  7. ضمیر « ی » بعد از فعل مضارع و امر اگر با « ن » وقایه همراه نباشد نقش فاعل را دارد .
  8. جمع مونث هیچگاه فتحه نمی‌گیرد و نقش آن اگر ضمه نگرفته باشد معمولاً منصوب است .
  9. اسم منصوب بعد از افعال ناقصه خبر افعال ناقصه می‌باشد .

10.       دو اسمی که دارای « الف » و « تنوین » باشند و درکنار هم قراربگیرند اسم دوم 98 درصد صفت است.

11.       عدد هرگاه بعد از معدود قرار بگیرد نقش صفت دارد و همچنین « ذو ، ذی ، ذا » که جز اسماء خمسه است بعد از اسم نکره صفت هست .

12.       معدود بعد از عدد هرگاه منصوب باشد نقش تمییز را دارد و همچنین اسم منصوب بعد از وزن افعل تمییز می‌باشد .

13.       بعد از حرف ندای « یا » هر اسمی بیاید حتماً منادی می‌باشد .

14.       اسم علم و اسمهای مبنی به اسم دیگر اضافه نمی‌شود و بعد از این اسمها مضاف الیه نمی‌آید . « غالباً »

الف) چند نکته نحوی

  1. اعراب (کیف) هرگاه قبل از اسم معرفه یا قبل از افعال ناقصه بیاید خبرمقدم است و در غیر این ، نقش حال را دارد و بر عامل خودش مقدم می‌باشد در قرآن 83 بار این کلمه آمده است .
  2. کلمه (جمیعا) 49 بار در قرآن آمده و در کتب عربی آموزشی که نقش حال دارد .
  3. کلمه (خالدین) 44 بار در قرآن آمده و در کتب درسی که همیشه نقش حال را دارد .
  4. (مخلصین) 7 بار در قرآن آمده و بعضاً در کتاب درسی که دائماً نقش حال را دارد .
  5. (المخلصین) 8 بار در قرآن آمده و ندرتاً درکتب درسی که همیشه نقش صفت را دارد .
  6. کلمه (اجمعین) 23 بار در قرآن آمده و همچنین در کتاب عربی 3 که نقش آن غالباً تاکید و بعضی گفته‌اند حال می‌باشد .
  7. کلمه (سبحان) 18 بار در قرآن آمده و همینطور در کتب درسی که نقش آن همیشه مفعول مطلق و بصورت مضاف در عبارات ظاهر می‌شود و کلمه بعد از آن اسم حتماً مضاف الیه می‌باشد .

ب) از آنجایی که دانش‌آموزان با ورزش ارتباط و علاقه دارند اصطلاحات ورزشی را به زبان دیگر معمولاً دوست دارند یاد بگیرند به خصوص اگر به زبان عربی باشد که احساس می‌کنند این زبان هم کاربرد علمی و فرهنگی و ورزشی دارد . به بخشی از آنها اشاره شده تا شما همکار محترم در کلاسهای درسی استفاده بفرمائید .

1ـ الریاضیة الفردیة : السباحة ، العَدو ، رمی الثقل ، رمی القرص ، رمی الرمح ، القفز ، الطفر العریض، الطفر العالی ، الطفرة الثلاثیة (پرش سه گام) ، الفروسیة، التزحلق علی الجلید (اسکی)، تسلق الجِبال ، التجدیف فی القَوراب المائیة (قایقرانی)، رفع الاثقال (وزنه برداری) ، المصارعة، الملاکمة (مشت زنی)، کرة المِنضدة (تنیس)، العاب الجمناستیک، الکمال الجسمانی ، سباق الدراجات الهوائیة (دوچرخه سواری)، الجودو، الکاراتیه ، الرمی ، سباق الخیل ، سباق السیارات، الرمایة . . .

2ـ الریاضیة الجماعیة : کرة القدم ، کرة السلة (بسکتبال) ، الکُرَة الطّائره (والیبال) ، کرة الید ، کرة الماء (واتر پلو) و . . .

3ـ الفاظ آخر تُسْتَفادُ : الجمهور المسجع ، الحاجز (دفاع) ، حامی الهدف (دروازه بان) الحذاء الریاضی ، اَلْحَکَم ، الشَّبکة ، الشَّوط الاول ، صالة اللّعب (سالن بازی) ، الصافرة (سوت) ، الفریق ، قناع السّباح (ماسک شنا) ، کاس العالم ، المباراة ، المتفرّج ، المدرّب (مربی) ، المرمی (دروازه) ، مساعد الحَکم ، المَسْبَح ، المِضْرَب (راکت) ، النّادی (باشگاه) و . . .

 

نکاتی در مورد ترجمه یادآوری می‌شود :

ابن ، بنت ، اخ ، ام ، در ترکیب با برخی اسمها معنای خاصی می‌دهند که با معنای تحت اللفظی مطابقتی ندارد . به بخشی از واژگان ترکیبی همراه با معانی آنها اشاره می‌شود .

الف) « بنت » یا « بنات » + اسم

بنت الشّفة : سخن ، کلمه / بنت الیمن : قهوه

بنت الهوی : زن هرزه /  بنت العنب : شراب / بنت الارض : سنگریزه

بنت العین : اشک / بنت الدهر : مصیبت / بنت الوِدْن : لوزه / بناتُ الارض : رودخانه‌ها

بنات أخدر : گورخران / بنات الصدر : غم و اندوه / بنات اودک : بلاها

ب) « أب » + اسم

ابویقظان : خروس / ابوجعران : سرگین غلتان / ابوکرش : شکم گنده

ابوالحصین : کنیه روباه / ابوقتب : گوژپشت / ابوخنجر : شاهی / ابورکبة : کلم قمری / ابونوم : خشخاش . . .

ج) « ابن » + اسم

ابن الشرق : شرقی / ابن عرس : راسو / ابن النعامة : ساق پا

ابن ذکاء : صبح / ابن البطن : شکم پرست / ابن الطین : آدم . . .

د) « اخ » + اسم

اخو الجهل : جاهل / اخو الفضل : فاضل / اخو العلم : عالم

ه) « امّ » + اسم

امّ الخبائث : شراب / امّ القری : مکه/ امّ الحرب : پرچم / امّ اربع و اربعین : هزارپا /
امّ جابر : حلیم / امّ حباب : کرم‌شب‌تاب/ امّ القوام:سرکرده جماعت / امّ النجوم:کهکشان /
امّ حباب : دنیا / امّ الطریق : شاهراه / امّ عامر : کفتار / امّ الدماغ : پرده نازک روی مغز

اقتباس از فن ترجمه ، د. یحیی

گروه زبان وادبیات عرب شهرستان سرایان

                                                                                                                                    سیدعزیزمعزی